برچسب:
نویسنده: سام قربانی
یه هفته از پلاسکو گذشت. هفته پیش این موقع چه حال بدی داشتم. هفته بدی بود. دی ماه بدی بود. یکیشون بیست و یکی دو ساله بود. یکیشونم تازه رفته بود خواستگاری. یکی دیگهشونم یه دختر سه ساله داشت. فیلما و عکسا رو که میبینم ، دلم میخواد بمیرم. بیشتر از هر وقت دیگه.
فردا تولد پرشه. یه ماه و نیم شده. خیلی مهم نیست. چیزای مهم تر هست. ارزشمندتر. حس های نایاب تر. مونده هنوز.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
مرو بشنو از دور
دلم میخواهدت
هر روز با آواز
دلم میخواندت.....
+ تگرگ پرت میکنم سمت آسمان.......
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
منتظرت بودم. نیومدی پرنده. تا جمعه خیلی مونده. گفتش اول مطمئن شم دو طرفهست ، بعدن انقدر فاز بردارم. دوست دارم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
امروزه. بعد دو هفته.استرس دارم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
میدونستم نمیاد. ته قلبم میدونستم. جدی حس میکردم نیومدنش رو. واسه همین نخورد تو ذوقم. اونم باید بخواد دیه. نمیشه که همهش من خودمو به در ودیوار بزنم ، اونم ریلکس و بدون واکنش باشه. منطقیام. هاهاهاهاهاها.
معلومه که میومد خوشحال میشدم.حالا نیومده. به درک دیه چیکار کنم. یه پسره بود از این تینیجر متال بازا. بامزهست میکشه. هد میزنه.
شاید دیگه نیاد.
نبینمش.
اتفاقی نیفته.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
روزایی هستن که میخوام بگردم ، برم بین مردم.
برچسب:
نویسنده: سام قربانی
برچسب:
نویسنده: سام قربانی